| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
یازده شعر پرت از آرک آنژلیک
برای کاسکا ندو
۱ دیوانگی و ترس ام چشمان درشت مرده دارند خیرگی تب آنی که به این چشمها نگاه می کند نیستی دنیاست چشمانم اهل آسمان های کورند
در شب نفوذ ناپذیرم فریادی ناممکن پیداست همه چیز فرو می ریزد. ۲ سالنمای شستشوی مرکب جاودانگی شاعر پشمالو شعر گورستان فربهی
بدرود شراب شادی آفرین مردگان آرام گرفته در جامه ی زنان برهنه
بدرود خوابهای دروغین ۳ خارش بی پایان موریانه های توقیف دسته سبیل های کاغذی غبار گرفته واگن کوچک تب
ستون های باران دیوانه شترق کفن های آلوده وقاحت ماتم بار استخوان های انسان
آنجا عده ای چوب های شاید را کپه می کنند ژاندارمی با پیراهنی بر بلندای بام با ایما و اشاره داسی را نشان میدهد آن اهریمن
۴ در باد تو را گم می کنم مرده حسابت می کنم نخی باید میان باد و دل ۵ در این دنیا هیچ کاری ندارم بکنم جز سوختن تا سر حد مرگ دوستت دارم غیاب آرامش ات بادی دیوانه در سرت زوزه می کشد پشیمانی از خنده هایت از من می گریزی به خاطر پوچی ی تلخ که دلت را به درد می آورد
اگر می خواهی مرا بیازار چشمانم در شب تو را می یابد بر افروخته از تب ۶ سردم است از درون می لرزم در عمق درد صدایت می زنم با فریادی بی رحمانه انگار می زایم .
همچون مرگ خفه ام می کنی بدبختانه این را می دانم جز در حال احتضار نمی یابمت تو همچون مرگ زیبایی همه ی واژه ها خفه ام می کنند . ۷ ستاره آسمان را سوراخ می کند همچون مرگ فریاد می زند خفه می کند زندگی را نمی خواهم خفه ام می کند دلنشین است
ستاره که بر می تابد همچون لاشه ی زن سرد است . ۸ چشمانم را ببند شب را دوست دارم قلبم تاریک است
در شب هل ام بده همه چیز دروغ است رنج می برم
بوی مرگ می آید پرندگان با چشمان در آمده پرواز می کنند تو تیره ای همچون آسمانی سیاه ۹ جشن برپا خواهد شد در گل ولای و در ترس
وقتی مرگ نزدیک شود ستاره ها خواهند افتاد ۱۰ تو وحشت شبی فریاد زنان دوستت دارم تو همچون مرگ ضعیفی
هذیان گویان دوستت دارم می دانی که دنیای من رو به فناست تو نهایت ترسی تو زیبایی همچونان که می کشند دلی بی کران را خفه می شوم شکمت همچون شب برهنه است . ۱۱ مرا تا به آخر همراهت می بری احتضار شروع شده چیزی نمانده که برایت بگویم من از پیش مرده ها حرف می زنم و مرده ها لال اند .
ب.ت : این شعر را ژرژ باتای در اکتبر ۱۹۴۳ سروده .شماره ها را خودم زده ام در متن اصلی با ستاره از هم مجزا شده اند.و باز هم برای کاسکاندو. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سمیرا رشیدپور در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت 10:56 |
|
درباره وبلاگ
![]() au commencement était l'émotion. le verbe est venu ensuite pour remplacer l'émotion, comme le trot remplace le galop... on a sorti l'homme de la poésie émotive poue le faire entrer dans la dialectique, c'est-à-dire le bafouillage...
Louis Ferdinand Céline منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته سوم خرداد 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 پيوندهای روزانه
آپولینر/ وداعآرشيو پیوندها پيوندها
موریس بلانشو و ...سايت ادبي ديگران هفتان درباره ی ادبیات يداله رويايي لو موند رضا قاسمی فرید قدمی لیته رال سعيد كمالي دهقان ژرف نگاری مادام رکامیه فرهاد گوران محسن محمدي مسعود سالاری livre français جن و پری سورئالیست مهدی مرعشی شهریار امینی برگردان پيام فتوحيه پور قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |