تبليغاتX
مادام ادواردا
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خوب کردی رفتی آرتور رمبو !
 

 

                                                    

 

 

 

 

خوب كردي رفتي آرتور رمبو !

 

 

 

Les hommes ne se séparent de rien sans regret

et même les lieux,  les choses et les gens qui les

rendirent les plus malheureux, ils ne les abandonnent

point sans douleur .                        G.Apollinaire

 

رفتن شدن است ؟ رفتن مي تواند يك جور شدن باشد ؟ رفتن گريختن است ؟ رفتن نبودن است ؟ رفتن غياب است ؟

شايد همه ي اين ها باشد يا نباشد ! من فكر مي كنم تمامي اين ها  بستگي دارد به اين كه مي روي و جا مي گذاري يا مي ماني و شاهد رفتن كسي يا چيزي هستي . در هر صورت رفتن به يك شاهد نياز دارد . اينكه شاهد رفتن كسي باشي با انكه كسي شاهد رفتن تو باشد خيلي فرق دارد ؛ در مورد اول خاطره اي از غياب ات را پيش خودت مي تواني مجسم كني و در مورد دوم شاهد امر واقع غياب هستي .

آدم وقتي ازجايي مي رود غياب خودش را فراموش مي كند ، فقط حسرت مكان يا زمان سپري شده اش از آن جا را دارد . نمي داند زمان و مكان همان اند كه بوده اند و هستند و اين حضور يا غياب اوست كه آن ها را با معنا كرده ، آن ها را سوژه ي حسرت كرده است . وقتي شاهد يك رفتن هستي، مكان و زمان برايت مي ماند انگار تكان نمي خورد .ايستاده اند و اين غياب است كه پر كرده فضا را زمان را . وقتي غياب ات جاي حضورت را مي گيرد و«ديگر تو نيستي» يعني همين. مي گويند تو فراموش شده اي كه نشده اي تو فقط غايبي ، عادت شده نبودن ات ، عادت شده نديدن ات ، هيچ بويي، هيچ صدايي، هيچ چيزديگر نيست و فقط ناي ِ سرد و تاريك غياب ات مانده؛ خالي ي  بزرگ، هيچ بزرگ.

هم من رفتم هم تو ! كداممان شاهديم ؟ كداممان مشهود؟ من براي تو غايبم و تو براي من! شاهدمان كيست؟ زمان و مكان مانده اند كه كجائيم ما . غياب مان گرفته آنها را و ما نيستيم كه نيستمان و آنها هي بروند و هي انتظار بكشند ما نيستيم كه غايبيم از هم . نبوديم انگار هي كه نيستمان ديگر ! متن هايمان هستند؛ خاموش و دور .در حاكميت مطلق شان با رمزگان مكتوب تا خوانده شوند ما رفته ايم كه رفته ايم و دور و دورتر. خوب كردي رفتي  آرتور رمبو .

 

 

 

ب.ت : عنوان اين يادداشت برگرفته از عنوان شعري است كه رنه شار در مدح آرتور رمبو شاعر فرانسوي سروده است .

متني كه در آغاز نوشتار به فرانسه آمده از گيوم آپولينر است از كتاب le flâneur des deux rives 

 

خواستم بگويم آپولينر! براي ما اين گونه نبود .    

 

|+| نوشته شده توسط سمیرا رشیدپور در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 0:21 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar